تبليغاتX
واکسی



واکسی


بر خاتم انبيا محمد (ص) صلوات


اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا


بدون شرح

نویسنده: حسین ׀ تاریخ: بیست و چهارم فروردین 1388 ׀ موضوع: عکسهای جالب و دیدنی ׀

خوب باش و خوب بمان
یکی دیگه از دوستانم که از وقتی وبلاگم رو راه انداختم ایشان لطف زیادی نسبت به من داشتند"نجمه خانم"هستند که با وبلاگ خوبشان چیزهای زیادی رو به من یاد دادند همین جا از ایشان تشکر کرده و وبلاگشون رو به حضورتون معرفی میکنم

http://sedaghat68.blogfa.com

نویسنده: حسین ׀ تاریخ: بیست و چهارم فروردین 1388 ׀ موضوع: خودم ׀

نصیحت یا وصیت(ار آرشیو)
نمیدانم تا چه حد حرف پدر و مادرتان را گوش میدهید؟و تاچه حد به گفته های آنها ایمان دارید؟ شاید این چیزی که میخواهم بگویم را بارها شنیده اید ولی نه از طرف من.شاید بگویید مگر تو با دیگران چه فرقی داری؟ آری فرق دارم.

من نه از نصیحت شنیدن خوشم می آید و نه دوست دارم کسی را نصیحت کنم.این فرق من با دیگران است.

خیلی از بزرگترها دوست دارند همه اش دیگران رو نصیحت کنند و به آنها سرکوفت بزنند در حالیکه خودشان احتیاج به راهنمایی دارند.

خدا اموات همه شما را بیامرزد.پدر خدابیامرزم آدمی بود که به معنای واقعی گرم و سرد روزگار را چشیده بود.یادم می آید نوروز ۷۸ که همه بچه ها و نوه ها جمع بودیم پدرم ما ۵ تا پسر را خواست و گفت:توی این دنیا هر کاری که کردید اشکال ندارد ولی دوروبر ۳ تا کار نروید.

۱-دنبال سیگار و دود و نشئه جات نروید.

۲-دنبال قمار بازی و شرط بندی نروید.

۳-دنبال ناموس مردم نروید.

خدا بیامرز میگفت:اولی و دومی دنیای شما را خراب میکند ولی سومی هم دنیا و هم آخرتتان را خراب میکند.

خدا را شکر هیچ کدام از ما بچه ها اهل هیچکدام از این مسایل نیستیم و این به برکت وجود و تربیت آن پیر مرد و مادرمان است.

همان سال یعنی چند ماه بعد پدرم مرحوم شد و ما هنوز در حسرت آن صحبت کردن های او هستیم.

نمیدانم صحبت های آن روز نصیحت بود یا وصیت؟ولی هرچه بود من به او و حرفهایش ایمان داشتم.

                                                                     روحش شاد

نویسنده: حسین ׀ تاریخ: بیست و چهارم فروردین 1388 ׀ موضوع: خودم ׀

ناخنک

"ناخنک" یکی از وبلاگهایی است که خیلی دوستش دارم.نوشته هاش واقعا" جالبه و حداقل من که از مطالبش لذت میبرم.

http://pacopena.blogfa.com

نویسنده: حسین ׀ تاریخ: بیست و سوم فروردین 1388 ׀ موضوع: خودم ׀

داستان

در صدد نوشتن یک داستان طنز از نوع تخیلی هستم به امید خدا بزودی نوشتن آنرا به پایان رسانده و در وبلاگ قرار خواهم داد

نویسنده: حسین ׀ تاریخ: بیست و سوم فروردین 1388 ׀ موضوع: خودم ׀

خروس(از آرشیو)
یه روز سه تا دوست تو خیابون باهم قدم میزدن که یکی از اونا یه هزار تومنی دید و گفت:بچه ها بچه ها هزاری.دومی دولا شد و هزاری رو گرفت و گفت حالا چکار کنیم.بعد از کلی کلنجار و جر و بحث باهم به این نتیجه رسیدن که هرکدومشون یه دروغ بگن و دروغ هرکی بزرگتر بود هزاری مال اون.

اولی اینجوری شروع کرد که:بابام یه روز توی باغ یه تخم پیدا کرد اونو گذاشت زیر مرغ شد جوجه.جوجه رو آب و دون داد. بزرگ شد دید خروسه.خروسه هر روز بزرگتر میشد.تااینکه بابام تصمیم گرفت از اون برای باربری استفاده کنه.چندین و چند روز گذشت .بابام اینقدر ازش کار کشید که پشت خروسه زخم شد.بردش پیش طبیب.طبیب گفت هسته خرما رو باید بکوبی بذاری پشت این خروس تا خوب بشه.بابام هم اینکاروکرد و بعد از چند روز یه درخت خرما پشت خروسه دراومدکه خرما میداد.آدمایی که از بغل خروسه و زیر درخت رد میشدن هرچی از سنگ وکلوخ گیرشون میومد پرت میکردن طرف خرماها.اینجا بود که زیر درخت که پشت خروس باشه شد زمین کشاورزی.بابام هم گاو آورد و گاو آهن و شروع کرد به شخم زمین.تو زمین هم هندونه کاشت.هندونه های این زمین اینقدر بزرگ شدن که یه روز که بابام میخواست یکی از اینارو بشکنه کاردش رفت تو هندونه.طنابی آورد و بست به خودشو درخت. رفت تو هندونه.اینور و بگرد اونور و بگرد.نه خبری از کارد نبود.یهو از دور کسی نزدیک شد و گفت:آهای اینجا چکار داری؟بابام که کمی ترسیده بود گفت:یه ساعتیه دنبال کاردم میگردم پیداش نمیکنم.یارو با نیشخندی گفت:بابا من و کاروانم سه روزه ایجا گم شدیم راهمونو پیدا نمیکنیم اونوقت تو دنبال کاردت میگردی؟

داستان اولی به اینجا که رسید دو نفر دیگه هرکدوم یه هزاری از جیبشون در آوردن و گفتن:بیا بابا اینا رو هم بذار رو اون هزاری که پیدا کردیم دروغ دیگه از این بزرگتر نمیشه.

نویسنده: حسین ׀ تاریخ: بیست و سوم فروردین 1388 ׀ موضوع: جوک.لطیفه .طنز ׀

برادر زاده ام گیر داد
از پریشب بهم گیر داده که منو معرفی کن تا دوستانت منو هم بشناسن

اینم آدرسش:

http://hamrazhaa.blogfa.com

نویسنده: حسین ׀ تاریخ: بیست و دوم فروردین 1388 ׀ موضوع: خودم ׀

از آرشیو

نویسنده: حسین ׀ تاریخ: بیست و دوم فروردین 1388 ׀ موضوع: عکسهای جالب و دیدنی ׀

تاخیر
نمیدونم چی شده که هر شب من اینموقع میام و آپ میکنم.خودم دوست ندارم اینطوری بشه ولی خوب کمی سرم شلوغ شده و دیگه باید منو ببخشید.سعی میکنم که در آینده نزدیک این مطالب رو در ساعات بهتری بیام و آپ کنم.
نویسنده: حسین ׀ تاریخ: بیست و دوم فروردین 1388 ׀ موضوع: خودم ׀

حتما"ببینید

امشب یکی دیگر از دوستانم را به شما معرفی می نمایم

 

http://asemanehha.blogfa.com

نویسنده: حسین ׀ تاریخ: بیست و یکم فروردین 1388 ׀ موضوع: خودم ׀

شکار

عكس جالب,jaleb

نویسنده: حسین ׀ تاریخ: بیست و یکم فروردین 1388 ׀ موضوع: عکسهای جالب و دیدنی ׀

احمدک(از آرشیو)

معلم چو آمدبه ناگه کلاس                                             

چو شهر فرو خفته خاموش شد

سخنهای ناگفته در مغزها

به لب نارسیده فراموش شد

معلم زکار مداوم مدام

غضبناک فرسوده و خسته بود

جوان بود و در عنفوان شباب

جوانی از او رخت بربسته بود

سکوت کلاس غم آلود را

صدای درشت معلم شکست

بیا احمدک درس دیروز را

بخوان تا ببینم که سعدی چه گفت

زجا احمدک جست و بند دلش

بدین بانگ ناگه گسست

ولی احمدک درس ناخوانده بود

بجز آنچه دیروز آنجا شنفت

عرق چون سرشک یتیم

خطوط خجالت به رویش نگاشت

لباس پر از وصله و ژنده اش

به روی تن لاغرش لرزه داشت

زبانش به لکنت بیفتاد و گفت:

بنی آدم اعضای یکدیگرند

وجودش به یکباره فریاد زد:

که در آفرینش زیک گوهرند

چو عضوی به درد آورد روزگار

دگر عضوها را نباشد قرار

توکز...توکز...وای یادش نبود

در اعماق قلبش بجز درد و رنج

نمیکرد پیدا کلامی دگر

چرا احمدک کودن بیشعور

نخواندی چنین درس آسان بگوی؟

مگر چیست فرق تو با دیگران؟

عرق از جبین احمدک پاک کرد 

خدایا چه میگوید آموزگار؟

نمیداند آیا که در این دیار

بود فرقها بین دار و ندار

به آهنگی آن احمدک بینوا

چنین زیر لب گفت با قلب پاک

که آنان به دامان مادر خوشند و من

بی وجودش نهم سر به خاک

ندارند کاری بجز خورد و خواب

به مال پدر تکیه دارند و من

به اجبار و از ترس مرگ

کشیدم از آن درس دیروز دست

کنم با پدر پینه دوزی و کار

ببین دست پر از پینه ام شاهد است

سخنهای او را معلم برید

معلم بکوبید پا بر زمین

به من چه که مادر زکف داده ای

به من چه که دستت پر از پینه است

رود یکنفر پیش ناظم که او

به همراه خود یک فلک آورد

دل احمد آزرده و ریش شد

چو او این سخن از معلم شنید

درون دلش کورسویی جهید

به یادش آمد شعر سعدی و گفت:

ببین یادم آمد کمی صبر کن

تحمل خدا را تحمل بکن

""""توکز محنت دیگران بی غمی                 نشاید که نامت نهند آدمی"""""

نویسنده: حسین ׀ تاریخ: بیست و یکم فروردین 1388 ׀ موضوع: شعر ׀

لینک باکس
وقت همه شما عزیزان بخیر باشه

از امروز قسمت جدیدی رو در وبلاگ میبینید که چیزی نیست جز لینک باکس"واکسی".

از همه دوستان در خواست میکنم که با اضافه کردن آدرس خود به لینک باکس باعث شناساندن وبلاگ خود به دیگران شده و بازدیدکنندگانتان را افزایش دهید.

شما بعد از اضافه کردن آدرس وب خود میتوانید با قرار دادن کد لینک باکس در وبلاگ خود دیگران را هم به این امر تشویق نمایید.

بهد از کپی کردن کد لینک باکس به قسمت ویرایش قالب رفته و این کد را قبل از تگ که در پایین ترین قسمت کدها قرار دارد جای دهید و کلید ثبت را بزنید.

اکنون شما نیز در وبلاگتان یک لینک باکس دارید و می توانید آنرا به دوستان خود هم معرفی نمایید

نویسنده: حسین ׀ تاریخ: بیست و یکم فروردین 1388 ׀ موضوع: خودم ׀

دوست امشب ما
یکی از بهترین و محترم ترین دوستانی که اینجانب به شخصه ارادت بسیاری بهشون دارم شری خانم هستند.حتما"سری به ایشون بزنید مطمئنم ضرر نخواهید کرد.

http://hastyman42.blogfa.com

نویسنده: حسین ׀ تاریخ: بیستم فروردین 1388 ׀ موضوع: خودم ׀

از آرشیو

از یه دیوانه می پرسن چرادیوانه شدی؟ میگه چون یه زنی گرفتم که دختر ۱۸ ساله داشت که اون دختر با بابام ازدواج کرد در نتیجه زن من مادرزن پدر شوهرش شد ازطرفی دختر زن من که زن بابام بود پسری به دنیا آورد که میشد برادر من که میشد نوه ی زنم  پس نوه ی منم میشد در نتیجه پدر بزرگ برادر تنی خودم بودم چند روز بعد زنم یه پسر به دنیا آورد که زن پدرم خواهر نا تنی پسرم و مادر بزرگ او شد در نتیجه پسرم برادر مادر بزرگ خودش بود از طرفی چون مادر فعلی من یعنی دختر زنم خواهر پسرم بود در نتیجه من خواهر زاده ی پسرم بودم ضمنا من برادر خواهرو پدر بزرگ و............

نویسنده: حسین ׀ تاریخ: بیستم فروردین 1388 ׀ موضوع: جوک.لطیفه .طنز ׀

در خواست شما
بعد از اعلام تصمیمم برای سیستم جدید نوشته ها در وبلاگ که با استقبال عزیزانم روبرو شد دوستان عزیزی در خواست داشتند که یکی از ۳ مطلبی که هر روز آپ می شود از آرشیو باشد و کسانی که مطالب قبلی وبلاگ را نخوانده اند فرصت بهتری برای دیدن و خواندن مطالب قبلی داشته باشند.

اینجانب نیز با کمال میل به نظر دوستان احترام گذاشته و از امشب این نظر را اعمال می نمایم

همواره منتظر پیشنهادات و انتقادات و نظرات سازنده شما هستم

                                                                                                         واکسی

نویسنده: حسین ׀ تاریخ: بیستم فروردین 1388 ׀ موضوع: خودم ׀

ما کجا و ....

معماری عجیب و جالب یک ساختمان در اوزاکای ژاپن

 

نویسنده: حسین ׀ تاریخ: بیستم فروردین 1388 ׀ موضوع: عکسهای جالب و دیدنی ׀

اینم لینک امشب...

http://neda206.blogfa.com

نویسنده: حسین ׀ تاریخ: نوزدهم فروردین 1388 ׀ موضوع: خودم ׀

اینم شادی...

نویسنده: حسین ׀ تاریخ: نوزدهم فروردین 1388 ׀ موضوع: عکسهای جالب و دیدنی ׀

تصمیم جدید
یکی دیگه از تصمیماتی که گرفتم اینه که از ۳ مطلبی که هر شب آپ میکنم یکیش لینک باشه به یک وبلاگ دیگه که هم دوستان از مطالب همدیگه استفاده کنند و هم بیشتر همدیگه رو بشناسند.

برای اولین وب باید رسم وفاداری رو بجا بیارم و وبلاگ عشقم رو لینک بدم.پس لطف کنید و سری بزنید

http://azizehmani.blogfa.com

نویسنده: حسین ׀ تاریخ: هجدهم فروردین 1388 ׀ موضوع: خودم ׀

روش جدید
روش جدیدی که در آپ کردن مطالب در نظ گرفتم مورد استقبال دوستان قرار گرفته است و عزیزانم طی روز جاری با تماسها و ایمیلها و نظرات خود بنده را مورد لطف قرار دادند.

برای دوستانی که از امشب مخاطب وب قرار گرفتند باید عرض کنم که از این به بعد هر روز ۳ بار آپ میکنم و فقط همین ۳ مطلب در صفحه اصلی نمایش داده خواهد شد.همانطور که دیشب عرض کردم دلیل این تصمیم چیزی جز سبک شدن و تسریع در لود شدن وبلاگ نیست.

یاحق

نویسنده: حسین ׀ تاریخ: هجدهم فروردین 1388 ׀ موضوع: خودم ׀

آسانی و سختی

به آسانی میشه در دفترچه تلفن کسی جایی پیدا کرد
ولی به سختی میشه در قلب او جایی پیدا کرد.

به راحتی میشه در مورد اشتباهات دیگران قضاوت کرد
ولی به سختی میشه اشتباهات خود را پیدا کرد.

به راحتی میشه بدون فکر کردن حرف زد
ولی به سختی میشه زبان را کنترل کرد.

به راحتی میشه کسی را که دوستش داریم از خود برنجانیم
ولی به سختی میشه این رنجش را جبران کنیم.

به راحتی میشه کسی را بخشید
ولی به سختی میشه از کسی تقاضای بخشش کرد.

به راحتی میشه قانون را تصویب کرد
ولی به سختی میشه به آنها عمل کرد.

به راحتی میشه به رویاها فکر کرد
ولی به سختی میشه برای بدست آوردن یک رویا جنگید.

به راحتی میشه هر روز از زندگی لذت برد
ولی به سختی میشه به زندگی ارزش واقعی داد.

به راحتی میشه به کسی قول داد
ولی به سختی میشه به آن قول عمل کرد.

به راحتی میشه دوست داشتن را بر زبان آورد
ولی به سختی میشه آنرا نشان داد

به راحتی میشه اشتباه کرد
ولی به سختی میشه از آن اشتباه درس گرفت.

به راحتی میشه یک دوستی را با حرف حفظ کرد
ولی به سختی میشه به آن معنا بخشید.

و در آخر:
به راحتی میشه این متن را خوند
ولی به سختی میشه به آن عمل کرد

prowin.blogfa.com/8609.aspx

 

نویسنده: حسین ׀ تاریخ: هجدهم فروردین 1388 ׀ موضوع: روان شناسی ׀

آمار سال 88

از تیر ماه ۸۷ شروع به فعالیت کردم و تا آخر سال ۸۷ بالغ بر ۲۹۰ پست و مطلب در وبلاگ قرار دادم در این مدت بیش از ۱۶۰۰۰ بازدیدکننده داشتم و دوستان لطف کردند و حدود ۳۱۰۰ نظر برایم گذاشتند.آمار و و مقعیت جغرافیایی بازدیدکنندگان را هم برایتان گذاشته ام تا بیشتر در جریان آمارها قرار بگیرید.

آمار کشور بازديدکننده ها
رتبه کشور تعداد ورودی درصد نمودار
1 ج. ا. ايران

7512

94.01%

2 آمريکا

73

0.91%

3 انگلستان

69

0.86%

4 استرالیا

66

0.82%

5 کويت

47

0.58%

6 امارات

43

0.53%

7 سوئد

21

0.26%

8 سوئيس

20

0.25%

9 آلمان

18

0.22%

10 هند

16

0.2%

11 سوريه

14

0.17%

12 کانادا

11

0.13%

13 آذربايجان

9

0.11%

14 نروژ

8

0.1%

15 افغانستان

7

0.08%

16 پاکستان

7

0.08%

17 هلند

5

0.06%

18 بلژيک

5

0.06%

19 عراق

5

0.06%

20 مالزي

4

0.05%

21 ترکيه

4

0.05%

22 يونان

3

0.03%

23 عربستان

3

0.03%

24 دانمارک

3

0.03%

25 فرانسه

2

0.02%

26 ايتاليا

2

0.02%

27 بحرين

2

0.02%

28 هنگ کنگ

1

0.01%

29 لبنان

1

0.01%

30 عمان

1

0.01%

31 تايلند

1

0.01%

32 زلاند نو

1

0.01%

33 مکزيک

1

0.01%

34 ايرلند

1

0.01%

35 اندونزی

1

0.01%

36 صربستان مونته نگرو

1

0.01%

بقيه کشورها

2

0.02%

مجموع

7990

100%



و این آمارها چیزی جز لطف و محبت شما عزیزان را نشان نمیدهد.از همه ممنونم

نویسنده: حسین ׀ تاریخ: هفدهم فروردین 1388 ׀ موضوع: خودم ׀

دوستان

قول میدم که به همه شما دوستان سربزنم و مطالبتون رو بخونم و نظرم رو بهتون بگم و امیدوارم همانطور که در سال قبل منو با همراهی های محبت آمیز خودتون مورد لطف قرار دادید امسال هم منو قابل بدونید و دست نوازشتون رو بر سر "واکسی" بکشید

انشالله که منهم در این سال بتونم کمکی هر چند کوچک به همنوعان خودم بکنم و اگر باری از دوش کسی نمیگیرم بار بر دوششان نگذارم

انشاالله

نویسنده: حسین ׀ تاریخ: هفدهم فروردین 1388 ׀ موضوع: خودم ׀

از این به بعد...

سلام

اولین تصمیم سال ۸۸ رو برای وبلاگم گرفتم

با خودم قرار گذاشتم که روزی ۳ بار آپ کنم و فقط همین ۳ مطلب در صفحه اول باشه

این تصمیم رو در راستای سبک شدن وبلاگ و زود لود شدن گرفتم

یا حق

نویسنده: حسین ׀ تاریخ: هفدهم فروردین 1388 ׀ موضوع: خودم ׀

زندگی...

زندگی پژمردن یک برگ نیست...

بوسه ای در کوچه های مرگ نیست....

زندگی یعنی ترحم داشتن...

با شقایق ها تفاهم داشتن...


با تشکر فراوان از دوست بسیار خوبم حبیب

نویسنده: حسین ׀ تاریخ: پانزدهم فروردین 1388 ׀ موضوع: شعر ׀

مهم....

مهم نیست که برای کسی قشنگ باشی.قشنگ اینه که برای کسی مهم باشی

نویسنده: حسین ׀ تاریخ: چهاردهم فروردین 1388 ׀ موضوع: خودم ׀

نامه دختری به پدر
نازنين كوچولو دفترش را باز كرد و از وسط دفتر كاغذي جدا كرد و مدادش را تو دستش گرفت و شروع كرد به نوشتن نامه .يه نامه براي پدرش. نازنين تازه رفته بود مدرسه و تازه ميتونست بنويسد و ميخواست براي پدرش نامه بنويسد او شروع كرد به نوشتن.
سلام بابايي. منم نازنين .اره بابا منم ياد گرفتم بنويسم .بابا راستي چرا رفتي من خيلي دلم برات تنگ شده. ماماني ميگه رفتي پيش خدا. بابا خدا نميذاره بياي پيش ما ؟اخه من دلم برات خيلي تنگ شده. بابا دلم براي بغل كردنات تنگ شده. بيا ديگه بابا. به خدا بگو كه بذاره بياي. مگه خدا بچه ها را دوست نداره؟ خوب برو بهش بگو ميخواهم برم پيش نازنينم. بابا مامان هم دلش برات تنگ ميشه من ميفهمم اون فكر ميكنه من هنوز بچه هستم و نميدونم گريه يعني چي. بابا من ديگه ميدونم گريه چيه ادم وقتي دلش براي كسي تنگ ميشه اب از چشماش مياد. بابا درست گفتم مگه نه؟ مامان هم يواشكي گريه ميكنه و دل اونم براي تو تنگ شده. بابايي من ديگه بزرگ شدم و شيطوني نميكنم قول ميدم اذيتت نكنم و وقتي گفتي نازنين بابا خسته ام بذار استراحت كنم ميذارم راحت استراحت كني بيا ديگه بابايي.
راستي بابايي تخليه يعني چي بابا تخليه كن بده؟ اخه اون اقاهه صاحبخونه ديروز به مامان ميگفت زينت خانوم ديگه بايد تخليه كنيد مامان هم كلي ناراحت شد وقتي بهش گفتم مامان چي شده هيچي نگفت بابا بگو ديگه تخليه كن بده؟
بابايي عروسكم هم دلش برات تنگ شده. بيا ديگه بابا تو مدرسه مسخرم ميكنند همه باباشون ميان جلوی مدرسه و ميبرنشون خونه ولي من بايد تنها  بيام خونه. بابا انقدر بده ادم تنها بياد خونه باباشم باهاش نباشه. تو مگه نمي گفتي نميخواهم دخترم ناراحت باشه؟ پس بيا تا من به دوستام تو رو نشون بدم و بگم اين بابايي مهربون خودمه اخه به اونا گفتم بابام يه روز مياد مگه نه بابايي تو يه روز بر ميگردي من ميدونم خدا ميذاره تو بياي خونه.
نازنين نامه را تمام كرد و با دستاي كوچولوش اونو گذاشت تو پاكت و دو يد تو اشپزخانه داد زد مامان نامم تموم شد مادر نگاهي كرد به نازنين و گفت افرين دخترم حالا برا كي نامه نوشتي؟نازنین گفت برای بابا. مادر تعجب كرد گفت بده ببينم دخترم و نازنين نامه را دست مادرش داد روي ان با دستخط كودكانه ايي نوشته بود ادرس اسمان ,خونه خدا,نامه براي بابايي.
مادر نازنين چشمانش پر از اشك شد و نازنين را بغل كرد و شروع كرد به گريه نازنين هم مدام مي‌گفت گريه نكن ماماني بابا مياد اين نامه كه بهش برسه بر ميگرده و مادر نازنين گريه كنان ميگفت اره دخترم بابايي بر ميگرده.......................
نویسنده: حسین ׀ تاریخ: یازدهم فروردین 1388 ׀ موضوع: داستانهاي آموزنده ׀

بفرمایید
چند وقته که بسیاری از دوستان از من میپرسند که زیر این عکس واکسی چی نوشته شده و من هم هر بار به این سوال با حضور در وبلاگ فرد مورد نظر پاسخ می دادم ولی بر آن شدم که عکس فوق را با سایز بزرگتر در وبلاگ قرار دهم تا دوستان بهتر بتوانند عنوان این واکسی را ببینند.

بفرمایید اینم از عکس واکسی:

نویسنده: حسین ׀ تاریخ: دهم فروردین 1388 ׀ موضوع: ׀

سخنی با شما
خوب بعد از چندین روز مهمون داری باید دیگه میومدم سروقت وبلاگ عزیزم.قبل از هر چیز باید مطالبی رو عنوان کنم که فکر میکنم اینجا بهترین جا برای گفتن اونا باشه.

۱-در طول کمتر از ۱۰ ماه فعالیت واکسی و میانگین  روزانه ۶۰ بازدید نشاندهنده محبت شماست و این چیزی نیست جز بیشتر شدن مسئولیت این حقیر در بهبود این وبلاگ.صمیمانه دست شما را میبوسم که هر چه هستم از برکت وجود شما عزیزان و یاران خوب من است

۲-طی نظر سنجی که قبلا انجام داده بودم بیشترین در خواستها در مورد "حکایات و داستانهای آموزنده" بود که با احترام به همه دوستان سعی میکنم در سال جدید از این سری مطالب بیشتر در واکسی ببینید

۳-راستش دلم میخواد ختم قرآن را همواره داشته باشیم ولی اگر دوستان دیگری هم میزبانی آنرا قبول کنند بطوری که میزبانی ختم قرآن بصورت گردشی در آید فکر میکنم بسیار بهتر باشد

۴-دوستان زیادی شکایت داشتند که چرا آنها را لینک نکرده ام.در جواب این دوستان باید عرض کنم که اگر بخواهم تمام دوستانم را لینک نمایم حجم زیادی را در بر میگیرد و وبلاگ دیر لود می شود.همینجا به تمام دوستان عرض میکنم که در قسمت وبلاگ دوستانم بالغ بر ۱۸۰ وبلاگ وجود دارد که اگر بخواهم تمامی آنها را لینک نمایم خود بخوانید حدیث مفصل از این مجمل.ولی به همه قول می دهم که مطالب آنها را میخوانم و در صورت امکان به همه جواب خواهم داد.

۵-یکی از خصوصیات این حقیر انتقادپذیری است و دلم میخواد هر کسی هر نقطه نظری درباره وبلاگ"واکسی" و یا حتی شخص بنده داره عنوان کنه و من با کمال میل میپذیرم

۶-در پایان اسامی برندگان مسابقه ای را که ۱۲۸ شرکت کننده داشت را اعلام مینمایم.دوستان برنده آدرس خود را به ایمیل اینجانب بفرستند تا هدایای آنان به آدرسشان ارسال گردد 

برندگان ۳ عدد هد ست مارشال

۱-خانم مرضیه محمدی از کاشان

۲-خانم شیوا نظری مهر دوست از تهران

۳-خانم کتایون شوقی از تهران

 

 

نویسنده: حسین ׀ تاریخ: نهم فروردین 1388 ׀ موضوع: خودم ׀

سال 88

سلام

راستش سال ۸۸ براي من كه يك جورايي خوب شروع شده و انشالله تا آخرش همينجوري باشه و اميدوارم براي همه شما هم خوب باشه.در آخرين پست ۸۷ نميخواستم كسي جابيفته ولي بازهم شرمنده عده اي شدم و ازشون عذر ميخوام.در اين مدت ۸-۹ ماهي كه با نام "واكسي"در خدمت شما عزيزان هستم اينقدر محبت ديدم كه نميتونم با كلمات بيان كنم كه چقدر خوشحالم.چقدر از آشنايي با شما با افكارتون با رفتارتون با نوع نگاهتون با نوع قلمتون شادمانم.

و از همه مهم تر اينكه با كسي آشنا شدم كه تمام وجودم شد

از اينكه حس ميكنم در اين مدت وقتم به بطالت نگذشته خرسندم و از اينكه تونستم كوچكترين خدمتي به شما عزيزان بكنم از خداي بزرگ كه اين توانايي رو بهم داد سپاسگزارم.اميدوارم كه بتونم در اين سالي كه پيش روي ماست همگي دست به دست هم داده شاديهاي خود را با ديگران قسمت كرده و غم ديگران را غم خود بدانيم.انشالله

حالا ميخوم بگم كه از سال ۸۸ اين حقير بر آن شدم كه به دوستان عزيزم در ساخت لوگو و بنر كمك كنم عزيزاني كه در اين راستا احتياج به كمك دارند در قسمت نظرات درخواستشون رو اعلام كنند.

يا حق

نویسنده: حسین ׀ تاریخ: سوم فروردین 1388 ׀ موضوع: خودم ׀


آدرس خودرا بنویسید و دکمه را بزنید تا از رتبه خود درگوگل مطلع شوید

Check Page Rank of any web site pages instantly:
This free page rank checking tool is powered by Page Rank Checker service

Powered By HurrahSport.Com