| به نام يگانه معبود راستين و تك رهبر مهر و محبت
چگونه فراموش كنم تورا.....كه از خرابه هاي بيهودگي به قصر سفيد عشق هدايتم كردي و عاشقي بي قرار و ياري با وفا براي خويش ساختي.آهو بره اي شدي كه دوستي گرگ را پذيرفتي و براي اشكهاي او شانه هايت را ارزاني داشتي و با صداقت عاشقانه ات دلش را به درد آوردي.
چگونه فراموش كنم تو را..... كه سالها در خيالم سايه ات را مي ديدم و تپش قلبت را حس مي كردم و به جستجوي يافتنت به درگاه پروردگارم دعا مي كردم;كه خدايا پس كي اورا خواهم يافت....؟!
چگونه فراموش كنم تو را.....كه همزمان با تولدت در قلبم همه را فراموش كردم.برايم تمامي اسامي بيگانه شده اند و همه خاطرات مرده اند.
دستم را به تو مي دهم قلبم را به تو مي دهم بازوانم را به تو مي بخشم و نگاهم از آن توست و شانه هايم كه نپرس.ديگر با من غريبه اند و تمامي لحظه ها تو را مي خواهند و براي عطر نفسهايت دلتنگي مي كنند.
چگونه فراموش كنم تو را.....كه قلم سبزم را به تو هديه كردم كه حتي نوشته هايت همرنگ نوشته هايم باشد.پيش تر ها;پيش ترها سبز را نمي شناختم بهتر بگويم با سبز رفاقتي نداشتم سبز را با تو شناختم و دلم ميخواهد با ياد تو هميشه سبز بنويسم.
دستت را به من بده فكرت را به من بده سرت را به روي شانه هايم بگذار و بگذار عطر نفسهايت را ميان هم قسمت كنيم.
عزيز راه دورم!!بي تو چه سوت و كورم.بي تو به مفت نمي ارزم....
قربونت برم الهي....شاپرك سفيدم.....روزنه اميدم.....خورشيد دل طلايي....قصيده رهايي.....
حالا كه حرف دل و راه دلامون يكي شده آسمون پر ستاره شبامون يكي شده
هرچي كه دارم مال تو.....باقي عمرم مال تو......شعراي عاشقونم اگر نمردم مال تو......مال و منالي ندارم اما ستاره ها رو هرچي شمردم مال تو.....توي قمار زندگي هرچي كه باختيم پاي من هرچي كه برديم مال تو.....
عزيز راه دورم!!!!!!!
بي تو چه سوت و كورم......
"دوستت دارم عزيزم"
|